مرتضى مطهرى

86

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اينان در حقيقتى كه در آغاز سخن تذكر داديم ، و در همهء معلوماتى كه اصول اوليهء ( 1 ) اين حقيقت را تشكيل مىدهند ، با ما همدست و همداستان بوده و نظير ادراكات و افعال سادهء اوليهء ما را دارند . آرى ، هنگامى كه پس از رشد و تميز ، به صحنهء تفكر و بحث وارد مىشوند . ايده آليسم و سفسطه را پذيرفته و مىگويند « واقعيتى نيست » و برخى از آنان چون مىبينند كه در همين يك جمله واقعيتهاى بسيارى را تصديق نموده‌اند شكل جمله را تغيير داده و مىگويند « علم به واقعيت نداريم » و برخى از آنان بيشتر دقيق شده و مىبينند باز در همين سخن خودشان و علم خودشان « فكر » را تصديق نموده‌اند لذا مىگويند « واقعيتى خارج از خودمان ( ما و فكر ما ) نداريم » يعنى علم به واقعيت خارج از خودمان و فكر خودمان نداريم ؛ و جمعى گام فراتر نهاده و بجز خود و فكر خود همه چيز را منكر شده‌اند ( جز من و فكر من چيزى نمىدانم ) . البته خطرناكتر از همهء اينها كسانى هستند كه مطلق واقعيت - حتى واقعيت خود را - منكر بوده و بجز شك و ترديد چيزى اظهار نمىدارند . پس ، از اينجا روشن مىشود كه حقيقت سفسطه ، انكار علم ( ادراك مطابق با واقع ) است ، چنان كه ادلّه‌اى كه از اين طايفه نقل شده همه در گرد همين محور چرخيده و عموماً به همين نكته متّكى مىباشند . و از اينجاست كه فلسفه مىگويد اساس سفسطه مبنى بر اصل عدم تناقض است زيرا همهء معلومات به حسب تحليل به اين قضيه متكى بوده و با تسليم وى